
مینا رفت...
هر گز دل مینا نخواست قلب تو تق صدا بده
هرگز مینا دلش نخواست صدای اون هوا بره
دل مینا هیچ نمی خواست چشمای تو بشه شیشه
شیشه ها رو بشکنه و بزنه تیشه به ریشه
مینا دلش هیچ نمی خواست مهدی اون زجر بکشه
دردای تو درد منه مینا بی تو مگه می شه؟!!!
قصه ی ما حکایت حکایت خیانت
خیانت مینا خانوم که حرفاش از صداقته
این وبلاگ واس همیشه بسته می شه حتی آِدی لدی چیستا هم بسته می شه من
راهم رو انتخاب کردم نمی دونم شاید یک روز پشیمون بشم همه اینها به
مهدیم بستگی داره یه روز اگه پشیمون شدم دوباره یه وبلاگ دیگه بازمی کنم
اسمش رو میزارم لیدی پشیمون .واسه مینا دعا کنید دعا
از راهی که
انتخاب کرده پشیمون نشه داداش رضا مینا رو ببخش که اول راه
تنهات گذاشت...
توی کوچه وبلاگیها در خونه پلاک ۲ بسته شد
خداحافظ ....